صفر تا صد ... ؛ هر آنچه باید بدانید - تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 3:10
...اگر به دنبال آخرین جزئیات درباره «...» هستید، ادامه این گزارش را بخوانید. آخرین بررسی‌ها نشان می‌دهد دیشب ، وقت بی خوابی آخر شب .نه ،دقیقا ساعت ۴ صبح بود وقتی که به خودم اجازه داده بودم به تو فکر کنم فهمیدم دیگه میتونم از تو بنویسم. حالا که مدتها گذشته از رفتنت و تو بگو برای من... در ادامه مهم‌تر...
- تاریخ: 1404/9/26 ساعت: 8:56
باران تابستانی همینکه کیلومتر ها از بهترین و عزیزترین آدم زندگیت دور باشی ، همینکه سال تا سال نتونی ببینیش ، همینکه بدونی با کسی دیگس ، باهاش میخوره میخوابه بیرون میره زندگی میکنن با هم ، همه اون چیزهایی رو که تو آرزو داری رو داره با اون تجربه میکنه و تو در سکوت فقط باید شاهدش باشی و دم نزنی و قانع ...
و آنچه زیبا نیست زندگی نیست ، روزگار است . - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 20:06
دست خودم نیست . این روزها که می شود ، روزهای آخر سال ، دلتنگی عجیبی به سراغم می آید . دلتنگ آدم های عزیز و دور . آدم هایی که فکر میکردی شاید امسال دیگر کنارت باشند یا حتی کمی نزدیک تر . آدم هایی که حتی دیگر نمی توانی به اس ام اس های خشک و خالی تبریکشان دلخوش کنی وقتی که می دانی شاید امسال هم دیداری ...
گابریل گارسیا مارکز - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 20:06
فضای شلوغ و پر از شخصیت کتابهایش را دوست داشتم . عشق سالهای وبایش را چندین بار خوانده ام . و حالا همان احساسی را دارم که چند سال پیش با مرگ سلینجر داشتم . مرگ یک نویسنده ، اینکه می دانی دیگر نباید منتظر هیچ کتاب تازه ای از آنها باشی خیلی غمگین است .
کسی جز تو چون تو برای زمانه بزنگاه نیست * - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 20:06
اگر روزی کسی از من پرسید برایش بگو که یک دوست معمولی است . دوستی که سالی یک بار هم نمی بینمش . تماس هایمان پنج دقیقه ای و هفته ای یک بار است و مهم ترین موضوع حرفمان آب و هواست .اما این را هم بگو که همین دوست ساده و معمولی یه چیز دیگر است برایم ، که همین دوستی ساده با همه دوستی ها و رابطه ها و آدم ها...
من نیست شدم در تو از آنم همه تو .. - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 20:06
"من و تو "می بینم . نشان می دهد که چطور برای اینکه ترس بزرگ زندگی آدم ها را از بین ببرند با آن ترس روبرویشان می کنند . ترس بزرگ من در زندگی نبودن تو بود . آنقدر که فکر کردن به آن هم خنده را روی لبهایم می خشکاند حتی در بهترین لحظاتمان ، لحظاتی که هر دو مطمئن بودیم همیشگی ست . ترسی که نفسم را بند می آ...
... - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 20:06
پسرک دو ساله شد . تمام 22 شهریور در پارک ها و خانه مادر بزرگ ها گذشت . مهمانی تولدش دو عدد بادکنک بود و یک کیک . کیکی که نصفش در خانه پدر بزرگ مادری خورده شد و نصف دیگرش در خانه پدربزرگ پدری . فکر نمی کنم هيچوقت برایش تولد بزرگ با مهمانی شام و مهمانهای زیاد بگیرم . روز تولد آدم مال خود آدم است . خود...

برچسب‌های مرتبط

آنچه زیبا نیست زندگی نیست روزگار است | و آنچه که زیبا نیست زندگی نیست ، روزگار است | گابریل گارسیا مارکز | گابریل گارسیا مارکز صد سال تنهایی | گابریل گارسیا مارکز pdf | با کسی جز تو آشنا شوم | با کسی جز تو اشنا نشوم | من نیست شدم در تو از آنم همه تو | and justice for all | like clockwork